خورشاه بن قباد الحسينى

51

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

القصّه ، چون خبر معاودت عساكر نصرت نشان به سمع شيبك خان رسيد به تصوّر آنكه خصم فرار نموده « 1 » دلير شد و سپاه خويش را به درع و جوشن آراسته آهنگ بيرون آمدن كرد . قنبربى كه ركن ركين آن دولت بود و منصب امير الامرايى داشت و به حسن تدبير و اصابت رزين و فكر دوربين از ساير امرا و سران سپاه ممتاز و متفّرد بود ، به عرض رسانيد كه پادشاه را امروز از شهر بيرون رفتن از طريق حزم و احتياط دور است ، چه احتمال دارد كه مخالفان مكرى در ضمن اين معاودت انديشيده باشند ، اگر امروز ديگر صبر فرمايند تا سبب بازگشتن معلوم گردد ، به صواب اقرب مىنمايد . شيبك خان را چون روز حيات به سر آمده بود و دولت به نهايت انجاميده ، سخنان قنبربى را به سمع رضا اصغا نفرمود ، صباح جمعه بيست و ششم شهر شعبان دست اجل گريبان حياتش را گرفته كشان كشان بيرون برد و كريمهء « فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ » « 2 » چنين اتمام « 3 » پذيرفت . قنبربى چون ديد كه پردهء شقاوت ديدهء بصيرت خان را آن چنان پوشيده است كه طريق صواب را از خطا مشاهده و ملاحظه نمىتواند نمود ، لاجرم زن و فرزند خويش را وداع يكباره كرده « 4 » ، همراه خان بيرون رفت . صاحب لّب التواريخ نوشته كه ، پانزده هزار سوار در آن روز همراه شيبك خان بود « 5 » و بعضى زياده از اين گفته‌اند . الحاصل « 6 » ، شيبك خان به سرعت هر چه تمامتر مىراند كه مبادا لشكر اعدا دور شوند و ادراك ايشان ميسّر نگردد و چون نزديك به قريهء محمودى رسيد ، امير بيك مهردار ، حسب المقرّر عنان به صوب فرار انعطاف داد و شيبك خان به مجرد مشاهدهء اين معنى مسرور شده به ديدن پيكر ظفر اميدوار گشت و در طىّ مسافت از پيشتر بيشتر سرعت فرمود و چون از رسيدن امير بيك مهردار خبر خروج دشمنان به سمع حضرت شاه عالم مدار رسيد ، در همايون « 7 » مكان توقّف فرموده تواچيان را به تسويهء صفوف و تعبيهء لشكر اشارت كرد .

--> ( 1 ) . ت : نمود . ( 2 ) . اعراف ( 7 ) ، آيه 34 . ( 3 ) . ت : وضوح تمام . ( 4 ) . ت : يكباره وداع كرد . ( 5 ) . لبّ التواريخ ، ص 251 . ( 6 ) . ب : الحال . ( 7 ) . ت : همان .